چينگ تئو در واقع يك فرقه يا مكتب نيست، بلكه بيشتر يك طرز تفكر است. جز در ميان افراد بيسواد آنان، آميدايي1 خالص وجود ندارد، ولي هر بودايي كمابيش آميدايي است. كتب مقدس مورد علاقهٴ آميداييان سوتراهاي خاك پاك (يا نيلوفر آبي) است.2
ورود بوداييگري به كره
در سدهٴ چهارم هنوز كره به سه پادشاهي، سان - كان يا سان هان، منقسم بود: پادشاهيهاي كوما، كودارا و شيراگي.
كوما (كه كورائي، شين كان، يا چئن هان، يا كو - گور - يو هم ناميده ميشود) نخستين پادشاهي بود كه بشارت بودا را در 372 از يكي از كاهنان هسين - آن - فو دريافت.
دوازده سال بعد، در 384، كاهني هندي به نام ماساناندا آيين بودا را به كودارا برد (هاكوسائي؛ من - كان يا پين هان؛ پاكچه). سرانجام، شيراگي (شيرا، سيلا، با - كان، ياما هان) در 424 به وسيلهٴ هيئتي از كوما بشارت يافت.
ج. فلسفهٴ هلنيستي و هندي
يوليان مرتد
فلاويوس كلوديوس يوليانوس3 برادرزادهٴ قسطنطين كبير، در 321 در قسطنطنيه زاده شد، از 337 تا 343 به ماكلوم4 در كاپادوكيه تبعيد شد، آنگاه يك چند در نيكومديا و آتن برآمد؛ در 355 در ميلان به مقام قيصري رسيد؛ 355 تا 359 را به آرام كردن سرزمين گل گذراند؛ در 359 به امپراتوري رسيد؛ در 361 در قسطنطنيه تاجگذاري كرد. او در 363 هنگام جنگ با ايرانيان در ميدان جنگ مرنجه، در مشرق دجله و نزديكي تيسفون كشته شد. امپراتور روم، فيلسوف يوناني. با آن كه به عنوان يك مسيحي تربيت شد، روز به روز بيشتر به برتري فلسفهٴ قديم اعتقاد يافت. بيهوده كوشيد تا سنتهاي هلني را، كه با پيروزي مسيحيت به مخاطره افتاده بود، بازگرداند.5 مهمترين آثارش رسالهاي است در رد مسيحيان (كه قسمت اعظم آن مفقود شده) و هجويهاي در باب ساكنان انطاكيه